تبليغاتX
ارسطو
اطلاعات شخصی
یکی از خوانندگان اظهار لطف کردند و وبلاگ ما را در لیست پیوندهاشان قرار دادند!
پس از توّرق وبلاگ ایشان مطلبی را مرتبط با فضای وبلاگ خودمان دیدیم که به پاس لطف ایشان و البته با اجازه ی ایشان آن را منعکس می کنیم!

چند ماه پيش بود ؟! دقيقا يادم نيست ! عصر يك روز يكي از بچه ها به هم زنگ زد و ماجراي توهين به مقدسات  در دانشگاه امير كبير را بهم گفت . اون شب ، شب خيلي تلخ و بدي بود ! هنوز دو روزي نگذشته بود كه ماجراي آن مردك ، زرين كلك پيش اومد . سر اين مردك واقعا آتيش گرفته بودم ، بيشتر از كار اين مردك ،  از واكنش و عكس العمل همكلاسيان آن دختر بينوا سوختم . فقط خنده و تمسخر عكس العمل دانشجويان محترم نسبت به كشف حجاب و توهين به آن دختر مظلوم بود .

           نشریات موهن


و حالا امروز ، امروز باز هم طبق معمول ، هنوز چند روزي از افاضات دنياپرستي همانند اعلمي نگذشته است كه بايد توهين ها و حرف هاي چندش آور يك بي همه چيز ديگر را تحمل كني ! جناب عبدالله مومني دبير سابق دفتر تحكيم ، طي سخناني براي دانشجويان محترم !!! دانشگاه !!! علوم و فنون دريايي خرمشهر كه با كف و سوت !!! حضرات همراه بود ، به انكار عصمت و عدالت امام علي (ع) پرداخته  و با توهين به امام (ره) و نظام به جانبداري از شيخ ساده لوح و حمايت از بهاييت مي پردازد ! 

دبير سابق دفتر تحكيم وحدت گفته است :" برای من هیچکس مقدس نیست." كسي نيست به اين مردك و آن اعلمي بي شرف بگويد شمايي كه مدام از خودتان دم مي زنيد و براي اثبات خودتان امام علي (ع) و حسين (ع) را فدا مي كنيد ، مگر كه هستيد ؟! فكر كرده ايد كه هستيد و چكاره ايد كه مدام " من " مي گوييد ؟! شيطان اين همه "من" "من" نكرد كه شماي دنيا پرست مي كنيد ! خاك بر سرتان ، خاك بر سر شما و آن بي سر و پاهايي كه پاي حرفهاي شما مي نشينند و برايتان كف و سوت مي زنند ! همان دختر و پسرهاي بي سرپايي كه وقتي در دانشگاه به هم مي رسند ، در مقابل همه با افتخار از سكس شب گذشته خود تعريف مي كنند ! همان بي سرو پاهايي كه فقط با خواندن كتاب ارابه خدايان بي خدا مي شوند و با گذراندن اولين ترم ، پوست اندازي مي كنند ! همان بي سرو پاهايي كه وقتي مي فهمند استاد محترمشان خانم باز است ، پيشاپيش از گرفتن نمره قبولي خوشحال مي شوند ! بي سر و پاهاي محترم ، كف و سوت بزنيد ، هلهله كنيد ، فرياد بزنيد ، هر چه مي خواهيد كنيد ، هر چه مي خواهيد ... هر چه مي خواهيد كنيد كه گوشهاي كر ما خيلي وقت است كه كر شده و چشمانمان خيلي وقت است كه كور شده ! هر چه مي خواهيد كنيد ، اگر مي خواهيد همانند قضيه خلخال ، قرآن و مفاتيح آتش بزنيد ، بزنيد ! اگر مي خواهيد همانند حوادث دانشگاه تبريز قرآن بسوزانيد و هر كه را ريش داشت به رگبار ببنديد ، ببنديد ! اگر مي خواهيد همانند تحكيمي هاي قديمي ، دختران حزب اللهي را با زنجير و تيغ موكت بري بزنيد ، بزنيد ! اگر مي خواهيد همانند تحكيمي هاي قديمي سريعتر كار دولتي پيدا كنيد ، سريعتر تصاوير رهبر را بسوازنيد و آتش بر جايگاه نماز بزنيد ! اگر دلتان هوس كرد دوباره هر كس را كه انگشتر عقيل و بلوز روي شلوار و ريش داشت را بكشيد ، بكشيد ! اگر مي خواهيد همانند نيمه شعبان شاهرود لخت شويد ، خب لخت شويد و بالاي شونه هاي دوست پسرتون برقصيد ! هر چه مي خواهيد كنيد ، ما مرده ايم ! اگر باز مي خواهيد امام زمان (عج) را سوژه طنز كنيد ، خب كنيد ، براي ما مردگان اهميت ندارد ! روزي سخنراني از سردار ذوالقدر مي خواندم ، سردار گفته بود كه روزي خواهد رسيد كه چادر از سر زنانتان بردارند ! باور نمي كردم ، تا آن روزي كه – سال 80 - در ميدان شهرري خودمان به مناسبت نيمه شعبان اراذل و اوباش اين نور چشمي هاي جناب خاتمي ، چادر كه نه حجاب را با زور قمه و قداره از سر زنان و دختران بر مي داشتند ، هيچگاه از ياد نمي برم صورت آن دختر محجبه اي را كه مشتي لجن و حيوان درنده دوره اش كرده بودند و به زور چادر و مقنعه اش را پاره كردند و بعد از او خواستند كه برايشان برقصد ! معناي مرگ را آن روز فهميدم ، معناي مرگي كه اي كاش آن لحظه و هزاران لحظه ديگر جسمم را هم در بر مي گرفت !

جناب عبدالله مومني خيالت راحت ، كسي در اين سرزمين زنده نيست كه بخواهد با تو و امثال توي بي شرف كاري داشته باشد ، راحت جيره ات را بگير و بخور !

 

1 : حضرات تحكيمي دم خروستون پيداتر شد ! باز هم پررويي كنيد و بگوييد آن مطالب موهن را شما چاپ نكرديد !

            سحر ريوار آتيه سرخط

2 : كسي نگويد كه بحث بايد كرد و اينكه علي (ع) عصمت نداشته يا عادل نبوده بحث علمي است ! آري اين بحث بحث علمي است ولي از طرف چه كساني و چگونه و در كجا ؟! با كنايه و مقصود و تمسخر بيان كردن مطالب آن از هم سوي كساني كه هيچگونه سواد كه سهل است مطالعه ديني هم ندارند ، بحث علمي نيست ! آيا مي توان در يك سطر از يك ورق پاره يا در يك جمله در يك سخنراني سياسي بحث علمي اون هم مربوط به عدالت و عصمت ائمه اطهار (ع) را انجام داد ؟!

3 : اگر خوشحال هستيد كه اين مردك آزادانه نظر خود را بيان كرده است من هم آزادانه نظر خودم را بيان مي كنم : برويد به جهنم ! لطفا ناراحت نشويد ، هر چه باشد نظرم است !

4 : خودم دانشجو هستم ، آن هم از نوع هنر ! پس ...

5 : مانده ام كه در اين سرزمين به چه چيز ديگري قرار است توهين شود ،  فكر نمي كنم چيز ديگري مانده باشد !

 

راز خون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

 

با تمام نیرو برای آزادی دانشجویان دربند بکوشیم!

 

 بهرام  رحمانیbamdadpress@ownit.nu                                                    

دانشجویان امسال در حالی به استفبال روز خود رفتند که فشار بر روی فعالین دانشجویی به اوج خود رسیده بود. صدها دانشجو از دانشگاه های سراسر كشور از تحصيل محروم مانده اند؛ پنج ماه از ربودن صباح نصری و هدايت غزالی توسط نيروهای امنيتی در شهرهای كردستان می گذرد و اين دو دانشجوی دانشگاه های تهران، ماه هاست كه بدون تفهيم اتهام، ملاقات، اطلاع از محل نگهداری و حتی گفتگو با خانواده هايشان، دربندند و هيچ نهادی پاسخ گو نيست و وزارت علوم هم تنها به سلب مسئوليت اكتفا كرده است؛ در سال جاری ده ها نشریه دانشجویی تعطیل و یا تشکل های آن ها منحل و فعالین شان تحت پیگرد قرار گرفته است؛ تنها به بهانه برگزاری برنامه هایی به مناسبت روز دانشجو، بيش از 40 دانشجو را به عنوان «اخلالگر» و «اقدام علیه امنیت ملی؟» دستگیر و زندانی کرده اند. ياسر گلی، آسو صالح، مسعود كردپور و ده ها دانشجوی ديگر دانشگاه كردستان به زندان محكوم گردیده اند و برای تعداد زیادی از دانشجويان دانشگاه سنندج، احكام سنگين محروميت از تحصيل تحمیل کرده اند و یا به دانشگاه های شهرهای دوردست تبعيد شده اند...

امسال روز دانشجو، در حالی در دانشكده های ارتباطات و روزنامه نگاری برگزار گردید كه بيش از 14 روزنامه نگار در زندانند و روزنامه نگار كرد، عدنان حسن پور، به مرگ محكوم شده و روزنامه نگاران ديگر كرد هيوا بوتيمار، اجلال قوامی، محمد صديق كبودوند و... به دلایل پوچ و بی اساسی در زندان نگاهداری می شوند.

اخیرا گزارشگران بدون مرز، با نتشار بیانیه ای اعلام کرده بود که ايران از جمله کشورهای سرکوبگر در عرصه اينترنت است و در ليست ١٣ کشور «دشمنان اينترنت» در جهان قرار دارد. در اين کشور در طی سال گذشته بيش از ١٠ ميليون صفحه اينترنت به بهانه داشتن محتوای «غيرقانونی و مغاير با عفت عمومی» مسدود شده است. مقامات حکومت اسلامی ايران، برای جلوگيری از بارگيری فيلم و موسيقی و اطلاعات مورد نياز بر روی سايت های کاربران ايرانی را از اينترنت با سرعت بالا محروم کرده اند. با ١٥ روزنامه نگار و وب نگار زندانی، ايران بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است. این نهاد بین المللی، قبلا نیز نوشته بود که سران حکومت اسلامی دشمن درجه یک آزادی بیان هستند.

 
بیانیه اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کورد در اعتراض به دستگیری های اخیر دانشجویان کورد
بیانیه اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کورد در اعتراض به دستگیری های اخیر دانشجویان کورد
اكبر گنجي در كتاب "تاريكخانه¬ي اشباح " بيان مي دارد كه: زمينه سازي براي به قتل رسانيدن و برخورد كردن با روشنفكران و دگرانديشان با شانتا‍ژ تبليغاتي يكي از روزنامه¬هاي كثير الا¬نتشار شروع مي گشت و همين امر به دستاويزي تبديل مي¬شد كه نيروهاي به اصطلاح خودسر در وزارت اطلاعات بر اساس احساس مسئوليت دست به انجام فعاليت¬هاي وحشيانه و ضد انساني بزنند.
انتشار مطالب توهين آميز در نشريات دانشجويي در فروردين ماه سال جاري در دانشگاه اميركبير و نسبت دادن اتهامي واهي به دانشجويان براي انتشار اين مطالب، بهانه¬اي بسيار مناسب بود كه برخوردهايي بسيار تند و وراي هرگونه عقلانيتي با دانشجويان منتقد در اميركبير انجام گيرد.

ادامه مطلب
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

28 دسامبر2007

 

روز اعتراض سراسری در حمایت دانشجویان چپ و آزادیخواه ایران!

 

                             دانشجوی زندانی آزاد باید گردد - پوستر  

دانشجویان چپ وآزادیخواه در دانشگاه های ایران طی اطلاعیه هایی جریانات چپ و رادیکال، تشكلات کارگری، مردم آزادیخواه و مراجع مترقی بین المللی را به حرکت سراسری در روز 28 دسامبر دراعتراض به دستگیری دانشجویان توسط رژیم جمهوری اسلامی فراخوان داده اند.

 

دهها نفر از دانشجویان چپ و آزادیخواه در آستانه "روز دانشجو" توسط نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی به زندان کشیده شده و تحت آزار و شکنجه روحی و جسمی قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران با دستگیری دانشجویان چپ و آزادیخواه در جریان اعتراضات 16 آذر در نظر داشت به خیال خود ،بسان دیکتاتوری سلطنتی خاندان پهلوی، جلو حرکت روبه رشد جریان چپ و رادیکال در جنبش دانشجویی و پیوند مبارزاتی آن با جنبش کارگری و حرکتهای آزادیخواهانه را سد نماید. نیروهای سرکوبگر رژیم در آستانه 16 آذر حکومت نظامی اعلام نشده را در دانشگاهها برقرار کرده و صحنه دانشگاه را به یک پادگان نظامی تبدیل نموده و بیش از 40 نفر از فعالین چپ جنبش دانشجویی را دستگیر کرده و روانه زندان کردند.

 

 اما با وجود این سرکوب شدید، دانشجویان چپ و آزادیخواه در دانشگاههای شهرهای مختلف ایران تجمعات اعتراضی برپا کرده و ضـمن گرامی داشت روز دانشجو بار دیگر بر ضرورت اتحاد و پیوند حرکت آزادیخواهانه دانشجویان با مبارزات طبقه کارگر و جنبشهای پیشرو جامعه تاکید کردند و ندای رسالت تاریخی جنبش دانشجویی در برافراشتن پرچم شعارها و مطالبات رادیکال و انقلابی را رساتر کردند.

 

از طرف دیگر تعداد زیادی از فعالین کارگری نیز کماکان در زندانهای حکومت اسلامی به اسارت گرفته شده اند. جان محمود صالحی در معرض خطر بوده و علیرغم ناراحتی شدید کلیه و بیهوشی مکرر کماکان در زندان است و برخلاف همه موازین حقوق انسانها از حق مداوای پزشکی محروم گشته است. منصور اسانلو، محسن حکیمی و دهها تن دیگر از فعالین کارگری و زنان مبارز تحت شرایط سخت در زندان بسر می بردند. در این اقدام سراسری ضروری است بر آزادی این مبارزین زندانی نیز تاکید نمائیم.

 

مردم آزادیخواه، سازمانها و نهادهای چپ و کارگری و انساندوست!

بگذار در روز 28 دسامبر همصدا با دانشجویان، کارگران و مردم آزادیخواه در داخل ایران صدای اعتراض و انزجار خود علیه جمهوری اسلامی را رساتر کرده و متحدانه آزادی بی قید و شرط همه دانشجویان مبارز و فعالین کارگری و زندانیان آزادیخواهی را خواستار شویم که حکومت اسلامی آزادی آنها را سلب کرده و پشت میله های زندان قرار داده است. بگذار در یک اقدام سراسری مراجع و نهادهای انساندوست و مترقی در سطح جهان را برای تحت فشار قرار دادن رژیم مورد خطاب قرار داده و از آنها بخواهیم که به یاری این عزیزان درنبد بشتابند.

 

مبارزه متحدانه کارگران، دانشجویان و جنبش های آزادیخواهانه در داخل ایران و همچنین حمایت و همبستگی بین المللی و اقدام مشترک اعتراضی در خارج کشور حرکت موثری است که تداوم آن رژیم جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی خواهد کرد. ما به سهم خود همه شما مردم آزادیخواه، سازمانهای چپ و کارگری و نهادهای انساندوست بین المللی را به شرکت در اعتراض سراسری 28 دسامبر فرا می خوانیم!

 

-         دانشجویان دستگیر شده بدون قید و شرط آزاد باید گردند!

-         محمود صالحی، منصور اسانلو، محسن حکیمی و سایر فعالین کارگری و آزادیخواه آزاد باید گردند!

-         تشکل مستقل، آزادی بیان و تجمعات اعتراضی باید برسمیت شناخته شود!

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته خارج کشور حزب کمونسیت ایران

23 دسامبر 2007

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 

۱- بی غیرتمان کرده اند!

بازخوانی یک فتنه
خبر کوتاه بود:
اردیبهشت ماه سال جاری بود که خبر انتشار مطالب توهین آمیز و ضد مقدسات دینی در 4 نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر منجر به تعطیلی یک هفته ای کلیه کلاس های درس این دانشگاه گشت و به تبع آن عاملان انتشار این نشریات دستگیر شده و دانشجویان مسلمان دانشگاه های سراسر کشور نیز در اعتراض به این نقشه شوم به مدت یک هفته مقابل درب این دانشگاه تجمع نموده و خواستار اشد مجازات برای عاملان توهین به مقدسات مسملنان بودند...

۲- رويه جديد قضايي: قهرمان سازي از متهمان!
اعلام پر سروصداي خبر بازداشت متهمان پرونده هاي امنيتي و سپس اعلام تبرئه آنان، رويه جديدي است كه تنها به تجري ساير مجرمان و قهرمان شدن تبرئه شدگان مي انجامد.
به گزارش رجانيوز، اين رويه درخصوص 2 پرونده امنيتي حسين موسويان و 3 دانشجوي دانشگاه اميركبير كه تقريباً همزمان در ارديبهشت ماه سال جاري دستگير شده بودند، كليد خورده است... 

 

 

 


    امروز شنبه اولین روز زمستان 86 خبر تبرئه شدن عاملان انتشار نشریات موهن از توهین به مقدسات را در روزنامه اعتماد خواندم. البته این خبر آنجایی جالب شد که نوشته شده بود این سه نفر به خاطر تهمت زدن به دیگران مبنی بر انتشار این نشریات به چهار ماه حبس محکوم شده اند.

چند حالت را بدون هیچ جانبداری و گرایش خاصی بررسی می کنیم:

حالت اول: سه دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر این نشریات را منتشر کرده اند: طبق اسنادی که وزارت اطلاعات و قوه قضائیه قبلا ارائه داده بودند می توان این فرض را محتمل دانست که این سه دانشجو با توجه به سابقه توهین های دیگری که در چند روز قبل نسبت به بقیه انجام داده بودند عامل چاپ این نشریات بوده اند.

حالت دوم: دانشجویان مذهبی این نشریات را چاپ کرده اند: طبق ادعاهای سه نفر فوق الذکر دانشجویان مذهبی دانشگاه برای خلاص شدن از دست این سه نفر، اقدام به توهین به مقدسات خود کرده اند و این نشریات را در سطح دانشگاه به چاپ رسانده اند.

حالت سوم: نشریات موهن ... چی؟ نشریه؟! اصلا نشریه ای در کار نبوده است!

حالت چهارم: خبر امروز روزنامه اعتماد از اساس دروغ بوده است و همچون پرونده حسین موسویان سعی در پیش بینی ماجرا یا جریان سازی علیه قاضی داشته است.

حالا به قضاوت می نشینیم تا فرض های فوق را بررسی کنیم:

یک- در صورت صحیح بودن حالت اول بقیه حالت ها نادرست است. در این صورت چاپ نشریات موهن کار سه نفر فوق الذکر بوده است. بنابراین حکم آنها تبرئه نیست و ... قاضی حکم را اشتباه صادر کرده است.

دو- در صورت صحیح بودن حالت دوم بقیه حالت ها نادرست است. در این صورت چاپ نشریات موهن کار دانشجویان مذهبی دانشگاه بوده است و حکم حبس به خاطر وارد کردن اتهام به دیگران صحیح نیست، چون اصلا اتهامی نبوده است و حرف آن سه نفر صحیح بوده است که در این صورت ... قاضی حکم را اشتباه صادر کرده است.

سه- در صورت صحیح بودن حالت سوم بقیه حالت ها نادرست است. پس اصلا نشریه ای در کار نبوده که کسی از اتهام نشر آنها تبرئه یا کسی بخاطر تهمت به دیگران درباره آن محکوم شود پس ... قاضی حکم را اشتباه صادر کرده است.

چهار- در صورت صحیح بودن حالت چهارم بقیه حالت ها نادرست است. در این حال دادستان باید روزنامه اعتماد را به خاطر نشر اکاذیب و سعی در اخلال در پرونده و ایجاد فشار بر قاضی مورد پیگرد قرار دهد تا پس از صادر شدن حکم واقعی دیگر کسی نتواند ادعا کند که ... قاضی حکم را اشتباه صادر کرده است.

    از آنجایی که در تمام دنیا رسم بر این است که قاضی را عادل و مستقل بدانیم. ما نیز در این مورد از این رسم بین المللی پیروی کرده و سعی می کنیم به خود بقبولانیم که فشار پشت پرده ای وجود نداشته و تنها ... قاضی حکم را اشتباه صادر کرده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 

 اقدام متحد

 

کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران

 

(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
 
 کتاب خاطرات آقای منتظری را از این جا دریافت نمایید . فرمت فایل Exe حجم 16 MB

متن نامه خمینی و دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷:

" بسم ‏الله ‏الرحمن ‏الرحيم‏

از آنجا كه منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مى‏گويند از روى حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده‏اند، و با توجه به محارب‏بودن آنها و جنگهاى كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاريهاى حزب بعث عراق و نيز جاسوسى آنان براى صدام عليه ملت مسلمان ما، و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهانى و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتداى تشكيل نظام جمهورى اسلامى تاكنون، كسانى كه در زندانهاى سراسر كشور بر سرموضع نفاق خود پافشارى كرده و مى‏كنند محارب و محكوم به اعدام مى‏باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با راى اكثريت آقايان حجه‏الاسلام نيرى دامت ‏افاضاته (قاضى شرع) و جناب آقاى اشراقى ) دادستان تهران) و نماينده‏اى از وزارت اطلاعات مى‏باشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همين طور در زندانهاى مراكز استان كشور راى اكثريت آقايان قاضى شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم‏الاتباع مى‏باشد، رحم بر محاربين ساده‏انديشى است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديدناپذير نظام اسلامى است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابى خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد، آقايانى كه تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعى كنند [اشداء على الكفار] باشند. ترديد در مسائل قضائى اسلام انقلابى ناديده ‏گرفتن خون پاك و مطهر شهدا مى‏باشد. والسلام.

روح‏الله الموسوى الخمينى ‏ "

 

در پشت نامه بالا احمد پسر خمینی نوشته است :

" پدر بزرگوار حضرت امام مدظله‏العالى‏

پس از عرض سلام، آيت ‏الله موسوى‏اردبيلى در مورد حكم اخير حضرتعالى درباره منافقين ابهاماتى داشته‏اند كه تلفنى در سه سوال مطرح كردند:

۱-  آيا اين حكم مربوط به آنهاست كه در زندانها بوده‏ اند و محاكمه شده ‏اند و محكوم به اعدام گشته ‏اند ولى تغيير موضع نداده‏اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرا نشده است، يا آنهايى كه حتى محاكمه هم نشده‏اند محكوم به اعدامند؟

۲-  آيا منافقين كه محكوم به زندان محدود شده‏ اند و مقدارى از زندانشان را هم كشيده ‏اند ولى بر سرموضع نفاق مى‏باشند محكوم به اعدام مى‏باشند؟

۳-  در مورد رسيدگى به وضع منافقين آيا پرونده‏هاى منافقينى كه در شهرستانهائى كه خود استقلال قضائى دارند و تابع مركز استان نيستند بايد به مركز استان ارسال گردد يا خود مى‏توانند مستقلا عمل كنند؟

فرزند شما، احمد "

 زير اين نامه خمینی نوشته است:

" بسمه ‏تعالى‏

در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد، در مورد رسيدگى به وضع پرونده‏ها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است.

روح‏الله الموسوى  "

 

آیت الله منتظری که از این مکاتبات با خبر میشود برای موسوی اردبیلی ، که درآن زمان رئیس شعبه عالی قضایی بود پیغام میدهد که :

 

" مگر قاضی های شما اینها را به ۵ یا ۱۰ سال زندان محکوم نکرده اند، مگر شما مسول نبوده اید، آن وقت تلفنی به احمد آقا میگویید که اینها را مثلا در کاشان اعدام کنند یا در اصفهان. شما خودت میرفتی با آنها صحبت میکردی که کسی که مثلا مدتی در زندان است و به ۵ سال زندان محکوم شده و روحش هم از فعالیتهای منافقین خبر دار نبوده چطور ما او را اعدام کنیم. " 

 

 

آیت الله منتظرى در آن زمان در نامه معروف خود به خمينى می نویسد :

 

"  آيا ميدانيد كه جناياتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند كه شبيه آن در رژيم منحوس شاه هرگز ديده نشد؟ آيا ميدانيد كه تعداد زيادى از زندانيها تحت شكنجه توسط بازجويانشان كشته شده اند؟ آيا ميدانيد كه در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود ... مجبور به درآوردن تخمدان يا رحم شدند؟ آيا مي دانيد كه در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار ميگيرند ...  "

 

شکنجه ها و رفتارهای وحشیانه ای که بر زندانیان به ویژه بر دختران باکره  در آن مقطع اعمال شده است بنا بر گفته بازمانده گان آن دوره غیر قابل انکار است.

 

 

متن نامه حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي خوزستان حجه الاسلام احمدي به خميني در مورد چگونگي اجراي حكم درباره منافقين، مورخه ۲۳/۵/۱۳۶۷

 

"بسمه تعالي

حضرت آيت الله العظمي امام خميني دامت بركاته

با عرض سلام، در رابطه با حكم اخير حضرتعالي راجع به منافقين گرچه اينجانب كوچكتر از آنم كه در اين باره صحبتي بكنم ولي از جهت كسب رهنمود و من باب وظيفه شرعي و مسئوليت خطيري كه در تشخيص موضوع به عهده ميباشد معروض ميدارد كه بر سر نفاق بودن يا پافشاري بر موضع منافقين، تفسيرها و تحليلهاي گوناگوني ميشود و نظرها و سليقه ها بين افراط و تفريط قرار دارد كه به تفصيل خدمت حاج احمد آقا عرض كردم و از تكرار آن خودداري ميشود. من باب مثال در دزفول تعدادي از زندانيان به نامهاي طاهر رنجبر - مصطفي بهزادي - احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اينكه منافقين را محكوم ميكردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگري در راديو و تلويزيون و ويدئو و يا اعلام موضع در جمع زندانيان بودند، نماينده اطلاعات از آنها سئوال كرد شما كه جمهوري اسلامي را بر حق و منافقين را بر باطل ميدانيد حاضريد همين الان به نفع جمهوري اسلامي در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غيره شركت كنيد، بعضي اظهار ترديد و بعضي نفي كردند، نماينده اطلاعات گفت اينها سر موضع هستند چون حاضر نيستند كه در راه نظام حق بجنگند. به ايشان گفتم پس اكثريت مردم ايران كه حاضر نيستند به جبهه بروند منافقند؟ جواب داد حساب اينها با مردم عادي فرق ميكند و در هر صورت با راي اكثريت نامبردگان محكوم شدند فقط فرد اخير در مسير اجراي حكم فرار كرد. لذا خواهشمند است در صورت مصلحت ملاك و معياري براي اين امر مشخص فرماييد تا مسئولين اجرا دچار اشتباه و افراط و تفريط نشوند.

حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي خوزستان - محمد حسين احمدي

رونوشت : حضرت آيت الله العظمي آقاي منتظري مدظله "

 

 

 

آیت الله منتظری نامه ایی دیگر به خمینی مینویسد و در آن گفته های حاکم شرع یکی از استانهای کشور را نقل می کند :

 

" سه روز قبل قاضی شرع یکی از استانهای کشور که مرد مورد اعتمادی میباشد با ناراحتی از نحوه اجرای فرمان حضرت عالی به قم امده بود. میگفت مسئول اطلاعات یا دادستان ( تردید از من است) از یکی از زندانیان برای تشخیص این که سر موضع است یا نه پرسید، تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی؟ ، گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی؟ ، گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ عراق به جبهه بروی؟ ، گفت آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟ ، گفت مگر همه مردان حاضرند روی مین بروند، وانگهی از من تازه مسلمان نباید این همه انتظار داشت. گفت معلوم میشود تو هنوز سر موضعی، و با او معامله سر موضع انجام داد، و این قاضی شرع میگفت من هر چه اسرار کردم تصمیمات به اتفاق آرا باشد و اکثریت پذیرفته نشد، و نقش اساسی را همه جا مسئول اطلاعات دارد و دیگران عملا تحت تاثیر میباشند... . "

 

آیت الله منتظری با نیری - قاضی شرع اوین ، اشراقی - دادستان و پور محمدی نماینده وزارت اطلاعات صحبت میکند و به آنها میگوید:

 

" گفتن الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه دارید. آقای نیری گفت ما تا الان ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کرده ایم ،

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 

دانشجویان دربند را سریعا آزاد کنید!

 

ماموران امنیتی حکومت ایران، در دو هفته گذشته تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و چپ دانشگاه های ایران را دستگیر و زندانی کرده است که اسامی 38 تن از دستگیرشدگان به قرار زیر است.


ادامه مطلب

 کمپین آزادی دانشجویان دربند

را گسترش دهیم!

بهرام رحمانی


ادامه مطلب بیانیه ی متحصنین و اعتصاب کنندگان دانشگاه اصفهان:فریاد می زنیم که تا پای جان ایستاده ایll
فریاد می زنیم که تا پای جان ایستاده ایم
گویا سکوت و یا حتی گفتگو در مقابل مسئولین دیکتاتور منش و دانشجو ستیز راه به جایی نمی برد. آنان کمر به قلع وقمع دانشجویان برابری طلب و آزادیخواه بسته اند . فراخواندن دانشجویان معترض به خاطر راهپیمایی و تجمع های مسالمت آمیز با خواست های روشن و شفاف به کمیته ی انضباطی نشان از دانشجوستیزی و برخوردهای فراقانونی آنان دارد. لذا تعدادی از دانشجویان به این روند غیرقانونی اعتراض دارند و تعدادی از آنان دست به اعتصاب غذا زده اند و تا خواست های به حق خود را نگیرند از تحصن و اعتصاب غذای خود دست برنمی دارند و این جمع برای گفتگو و پاسخگویی به مسئولین ، علیرضا داودی را به عنوان نماینده ی خود انتخاب نموده اند. خواسته های به حق متحصنین و دانشجویانی که اعتصاب غذا را آغاز نموده اند به قرار زیر است:دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا سالگرد پلمپ دفاتر انجمن خود را گرامي داشتند
دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا در برنامه اي به مناسبت اولين سالگرد پلمپ دفاتر انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه با برگزاري تجمعي آرام در مقابل درب دفاتر پلمپ شده اين تشكل در دانشكده علوم پايه با روشن كردن شمع و به نمايش گذاردن برخي مستندات فعاليت هاي گذشته اين تشكل يادش را گرامي داشتند.
به گزارش خبرنامه بوعلي سينا؛ در اين تجمع دانشجويان با هم خواني سرود هاي «اي ايران» و « یار دبستانی» سالگرد پلمپ دفاتر این تشکل دانشجویی را گرامی داشتند.

 قابل ذکر است در ضمن این مراسم روز شمار دستگیری فرشاد دوستی پور بر سر در دفاتر انجمن نصب شد که همینک عدد ۱۶ را نشان می دهد.

گزارش تصویری را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب


ادامه مطلب
احضار بيش از ۴۰ نفر از دانشجويان دانشگاه اصفهان به كميته انضباطي (متن اطلاعیه دانشجویان اصفهان)
 حال كه امروز فريادهاي دانشجويان دانشگاه اصفهان رعشه اي بر تن انحصار طلبان انداخته و خروش خواست هاي به حق آنها زنده بودن جنبش دانشجويي اين دانشگاه را به اثبات رسانيده، موج سركوب ها و برقراري خفقان شروعي دوباره يافته، طي دو ماه اخير در اين دانشگاه سه تجمع قانوني (طبق اصل 27 قانون اساسي) با هدف بدست آوردن خواست هاي صنفي و حقوق اوليه دانشجويان از جمله شوراي صنفي و انجمن اسلامي و همچنين خواست هاي سياسي آنها از جمله آزادي دانشجويان در بند اميركبر و عدنان حسن پور و همچنين بازتر شدن فضاي خفقان آور كشور برگزار شد كه علاوه بر آنها مي توان به رسوا كردن انحصار طلبان در تريبون ها و جلساتي كه براي دفاع از خطاهايشان برگزار كردند اشاره كرد از جمله حركات دانشجويي دو ماه اخير در اين دانشگاه بود كه حال مسئولين انتصابي و انحصار طلب اين دانشگاه در پي خفه كردن اين حركات بيش از 30 نفر ازدانشجويان آزاده اين دانشگاه را به كميته ي انضباطي دعوت كرده اند و آنها را به زدن حكم هاي سنگين تهديد كرده اند. كه بايد بدانند اين اعمال دامن زدن به خروش خشم دانشجويان اين دانشگاه خواهد بود و شعله ي خاكستر شده ي خشم دانشجويان را باد مي زنند و انحصار و خفقان در اين دانشگاه پايدار نخواهد ماند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 

دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی به حمايتهای شما احتياج دارند!

نامه سامرند صالحی خطاب به کارگران،دانشجويان ومردم آزاده

 

عزيزان، بيش از سه هفته از دستگيری دانشجويان مبارز دانشگاه های ايران ميگذرد!

 

تا به امروز تعداد زيادی از اين دانشجويان در شرايط نا مناسب در زندان نگه داشته شده اند. اين دانشجويان جرمی جز دفاع از خواسته های انسانی ما، جوانان، زنان، کارگران و ديگر مردم ايران ندارند.

متاسفانه امروز در ايران دفاع از حقوق کارگران، زنان ، کودکان،  مبارزه برای آزادی وبرابری جرمی است نا بخشودنی.

جرمی که دانشجويان،  پدرم محمود صالحی و منصور اسالو وديگر زندانيان آزاديخواه هم بخاطر آن در زندانند و دارند دوران محکوميتشان را ميگذارنند!

چرا بايد تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر، روز دانشجو و روز زن محکوميت و زندانی در پی داشته باشد. چرا بايد دانشجويان وکارگران زندانی و خانواده هايشان بخاطر دفاع از حقوق اوليه خود دچار محروميتها و بی حقوقی های بشوند که در دنيايی امروز کم سابقه است. ايا اين جماعت حق کسی را خورده اند؟ حاصل رنج و زحمت مردم را به يغما برده اند؟ آزادی، کار، مسکن، بهداشت و نان مردم را به گرو گرفته اند؟ دستور جنگ و بمباران مدارس و بيمارستانها را صادر کرده اند؟ شبانه به خانه های مردم ريخته، آنها را دستگير، زندانی و شکنجه کرده اند؟!!

مردم آزاده، روز جمعه، ۷ دیماه ، مصادف با ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ روز حمايت از دانشجويان زندانی اعلام شده است. دانشجويانی که بارها خواهان آزادی محمود صالحی اسالو وديگر زندانيان شده اند وحمايت خود را از آنها اعلام کرده اند. همان دانشجويانی که محمود صالحی در شرايط نا مناسب جسمی و در زندان از خواسته هايشان پشتيبانی و از آنها حمايت کرده است. امروز اين دانشجويان به حمايتهای ما نياز دارند!

دوستان، پدرم محمود صالحی به شدت از درد ناشی ازکليه ، پروستات، نا رسائی قلبی، سردرد، و فشار خون رنج می برد. در حال حاظر وضعيت جسمی اش به شدت وخيم است. يکی از کليه‌های او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداوای موثر، کليه ديگرش نيز دارد از کار می‌افتد. فشار خون او متغيير و چربی قندش بالا رفته است، او روزانه بيشتر از دو بار بيهوش ميشود. عدم مداوای کليه، بر قلب وی نيز تاثير گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزريق بيش از حد امپول آرام بخش، سلامتی او را بيشتر به مخاطره ميندازد. مسئولان و دکتر بهداری زندان تاييد کرده اند که محمود صالحی قادر نيست باقی مانده حکمش را در زندان بگزراند و با قاضی نيز حرف زده اند که وی (قاضی پرونده) دستور داده پدرم را به پزشک قانونی برده تا بفهمند که آيا تحمل ماندن در زندان را دارد يا نه .

با اين وصف آقايان دکتر بابايی و همايون پور دکترهای پزشک قانونی اعلام کرده اند که محمود صالحی قادر به سپری کردن باقی مانده محکوميتش هست. ادعای که تمام زندانيان وحتی زندان بانان بر نادرست بودن آن آگاه هستند.

دوستان، چاره ای نداريم جز اينکه بار ديگر از شما،آزاديخواهان بخواهم برای آزادی دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی از جمله محمود صالحی تلاش کنيد!

 

سامرند صالحی

۳/۱۰/۱۳۸۶

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
انجمن های اسلامی ۴۲ دانشگاه سراسر کشور خواستار بازگشایی انجمن اسلامی شاهرود و برکناری رئیس این دانشگاه  شدند

انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور، اعمال فشارهای غیر قانونی بر تشکل های منتقد در سراسر کشور ، برخورد حذفی با تعداد زیادی از انجمن های اسلامی سراسر کشور که منجر به صدور حکم انحلال و تعلیق تعداد کثیریی از انجمن های اسلامی دانشجویان و راه اندازی تشکل های موازی و وابسته به مدیران دانشگاه و برخی نهاد های شبه نظامی شده، و به طور اخص صدور حکم غیرقانونی و ناشیانه انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود و احکام گسترده و ناجوانمردانه انضباطی و محرومیت از تحصیل برای اعضای این انجمن و سناریو در حال اجرای تشکیل انجمن موازی در این دانشگاه را محکوم کرده و ضمن اعلام حمایت خویش از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود و همبستگی با اعضای آن، خاطر نشان می سازد :
برخورد حذفی با انجمن شاهرود که به داشتن خط مشی معتدل در سطح انجمن های اسلامی سراسر کشور شهره بوده، مبین این نکته است که مسئولان ارشد وزارت علوم هرگونه نقد و وجود نظرات مخالف حتی از نوع معتدل آن را برنمی تابند و منتقدان را با احکام سنگین محرومیت از تحصیل، انحلال و… مواجه می سازند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 



رئيس سازمان سنجش گفت: تبليغات مراكز و موسساتي كه از رتبه‌هاي



اول كنكور براي تبليغات خود استفاده مي‌كنند و طوري وانمود مي‌كنند

كه اين افراد با شركت در كلاس‌هاي آن‌ها، رتبه كسب كردند، مسموم و گمراه‌كننده است.



یکی نیست به اینا بگه خوب اگه مسموم کننده است چرا جلوی تبلیغات پی در پی شون در تلویزیون رو نمی گیرید

رتبه اول کنکور تجربی امسال روزانه 200 بار میگه گاج باعث موفقیت من شد 200 بار میگه قلم چی 50 بار هم میگه آیندگان 10 بار هم میگه علوی

بستگی به جیب صاحب موسسه داره

ببینم مگه مملکت صاحب نداره؟

چطور زرت و زرت سنگسار و اعدام می کنن ولی نمی تونن جلوی دوتا آموزشگاهو بگیرن

ولی توی زبون راحت می چرخه آموزشگاه

آموزشگاه عرض می کنما
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
آیا 666 روز مانده به ریاست جمهوری احمدی نژاد یا 2126 روز؟
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
333 magnify

یک ایرانی به پسرش میگه میخوام برات زن بگیرم پسر می گه نه حالا باشه

میگه دختر بیل گیتسه!نمیخوای؟ پسر لبخند میزنه میگه باشه

میره پیش بیل گیتس میگه دخترتو عروس نمیکنی؟میگه نه!میگه پسر من معاون رئیس جمهوره!بیل گیتس لبخند میزنه میگه باشه

میره پیش رئیس جمهور میگه معاون نمیخوای؟ میگه نه !میگه اگه داماد بیل گیتس باشه چطور؟ رئیس جمهور لبخند میزنه و میگه باشه

just this

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 

 

احمدی نژاد دانشگاه کلمبیا و احمدی نژاد دانشگاه تهران

در داخل کشور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تحت فرمان احمدی نژاد هستند ، در نتیجه احمدی نژاد قدرت دارد .

او با استفاده از قدرت خود از حضور هرگونه نظر مخالف جلوگیری میکند و حتی حضور نیروهای منتقد در خارج از سالن را هم تاب نمی اورد و با استفاده از همان قدرت همه را متفرق میکند

 

نقل از وبلاگ شخصي اميد محدث

 

اتفاقات رخ داده در روزهای گذشته پیرامون حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران و حواشی ان به نظر من بسیار حائز اهمیت است .

نه به لحاظ سخنانی که از سوی احمدی نژاد مطرح شد و حتی نه به خاطر اتفاقاتی که جلوی کوی دانشگاه افتاد ، بلکه انچه که به نظر من در این جریان اهمیت دارد این است که این اتفاقات باعث شد که چهره های چندگانه و بعضا پارادوکسیکال رییس جمهور نمایان و روشن بشود .

در اینجا چهره نه به معنا و تعبیر فیزیک صورت ، بلکه به معنای نمود های رفتاری و شخصیتی است .

چند هفته به عقب برگردیم ، رییس جمهور به امریکا سفر کرده است و در دانشگاه کلمبیا جهت ایراد سخنرانی حضور پیدا کرده است .

بیرون دانشگاه و محل سخنرانی نیروهای تند رو و مخالفان احمدی نژاد ، دانشجویان معترض ، مردم وحشت زده امریکا در خیابان ها ایستاده اند و به نشانه اعتراض گاها عکس احمدی نژاد را اتش می زند و یا با استفاده از تعابیر توهین امیز سعی در بروز مخالفت خود دارند .

داخل سالن دانشگاه هم جو ملتهب است و با سخنرانی رییس دانشگاه کلمبیا عملا جو علیه احمدی نژاد که به عنوان رییس جمهور کشور ایران به انجا سفر کرده است، تغییر میکند

احمدی نژاد شروع به سخرانی می کند ، در ابتدا متذکر می شود که در ایران رسم مهمنان نوازی به این شکل که رییس دانشگاه رفتار کرد نیست و بعد کم کم با سعه صدر ، تهدید موجود در دانشگاه کلمبیا را به نفع خودش تبدیل به فرصت و از ان استفاده کرد .

احمدی نژاد در انجا از مباحثی در مورد صلح ، ازادی ، برابری ، ائتلاف جهانی برای صلح سخنانی را بیان کرد .

و اما چند هفته بعد قرار شد در داخل کشور ، در پایتخت و در دانشگاه تهران سخنرانی کند ، با هماهنگی نیروهای اصلاعاتی قرار شد که برای حاضرین کارت تهییه شود و قرار شد که جریان های موجود در دانشگاه برای ورود به جلسه درخواست کارت کنند . جالب است به جز دانشجویان دانشگاه امام صادق و امام حسین به هیچ کس کارت داده نمی شود و در هنگام ورود هم اگر کسی به طورفردی ( نه جریان) تائید و گزینش می شد اجازه حضور در سالن را پیدا می کرد !

قبل از شروع جلسه حضور نیرو های گارد ویژه، نیروهای اصلاعات ، نیروهای ناجا و ... فاضای کوی را به شدت امنیتی و مرعوب کننده کرده بودند .

از اتفاقاتی که می افتد در هنگام سخنرانی احمدی نژاد صرف نظر می کنم چون اساسا بحث من در مورد اتفاقات و حواشی این سخنرانی نیست .

در هنگام شلوغی های به وجود امده که حاصل امنیتی کردن و ملتهب کردن فضا توسط نیروهای امنیتی است ، از انواع و اقسام گازها برای متفرق کردن مردم استفاده می شود ، باتوم و مشت و لگد هم که جزء لاینفک برخوردهای ناجا و دیگر نیروهای دولتی محسوب می شود .

در این جا به تحلیل دو چهره نمایان شده از احمدی نژاد می پردازیم ، چهره های کاملا متفاوت و پارادوکسیکال .

چهره اول ، چهره متین ، ارام ، منتطقی و متقل است .

در خارج از کشور و سخنرانی رییس جمهور در دانشگاه کلمبیا با نگاهی به سخنان احمدی نژاد خواهیم یافت که ادبیات سخنان و صحبت های رییس جمهور بسیار شبیه به ادبیات دولت قبل بوده است و حتی در سازمان ملل که پیشنهاد ائتلاف جهانی برای صلح را که مطرح می کند عینا جمله اقای خاتمی را تکرار میکند .زیرا ادبیات استاندارد و پذیرفته در جهان امروز ادبیات موجود در کشور نیست . ثانیا باید توجه داشته باشیم که احمدی نژاد در امریکا خارج از دایره قدرت قرار دارد ، به عبارت دیگر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی که مسوول بر قراری نظم سالن و حراست از ریس جمهور در هنگاه حضور در دانشگاه است تحت فرمان احمدی نژاد نبوده اند و مسولیت مدیریت و رفتار با مخالفان در حدود اختیارات احمدی نژاد نبوده است .

اما اتفاقات در داخل کشور کاملا متفاوت از چهره بیرونی ای بود که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا از خود نشان داد .

چهره دوم ، چهره ای عجول ، کم صبر و حوصله و با پارامتر های رفتاری که جز رفتار های کودکانه قرار می گیرد ، نقاب از چهره می اندازد و نمایان می شود .

در داخل کشور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تحت فرمان احمدی نژاد هستند ، در نتیجه احمدی نژاد قدرت دارد .

آو با استفاده از قدرت خود از حضور هرگونه نظر مخالف جلوگیری میکند و حتی حضور نیروهای منتقد در خارج از سالن را هم تاب نمی اورد و با استفاده از همان قدرت همه را متفرق میکند ، از طرف دیگر با توجه به حضار جلسه، احمدی نژاد با ادبیات و گفتمان خودش صحبت می کند .

باید چهره و افکار واقعی احمدی نژاد را ، چهره ای که در دانشگاه تهران به وضوح و به روشنی نمایان شد، دانست .

احمدی نژادی که امروز قدرت را در دست داشت ، همه را حذف کرد ، احمدی نژاد دانشگاه تهران حتی حضور مخالف را در خارج از سالن برگذاری هم تحمل نمیکند و با استفاده از قدرت انها را حذف میکند .

نمودهای رفتاری منتشر شده امروز از احمدی نژاد مبین این نکته است که رییس جمهور شمشیر دو لبه قدرت را به درستی در دست نگرفته است و چون تا به حال این چنین شمشیری را در اختیار نداشته است در وهله اول دیگران و در اخر خود را زخمی خواهد کرد ، زخمی که شاید انچان عمیق باشد که مرهمی برای بهبود این زخم تا سالیان سال پیدا نشود !

در دانشگاه کلمبیا با وجود ان همه فشار و تهدید ، تنها به خاطر بالا بردن ظرفیت درونی نقد پذیری و بالا بردن سعد صدر خود توانست، همه تهدید ها را به فرصت تبدیل کند اما در داخل نه تنها تهدید ها را به فرصت تبدیل نکرد بلکه فرصت های موجود را برای به وجود اوردن فضای گفتگو و بحث با جنبش های دانشجویی را به تهدیدی بزرگ برای خود و دولتش تبدیل کرد .

قطعا اگر امروز احمدی نژاد با منتقدان و مخالفانش رو به رو می شود به سود کشور بود ،تا زمانی که دولت از داخل نقد نشود و به او تذکر داده نشود ، هر گاه به خارج از مرزهای کشور سفر کند باید انتظار رفتارهایی بدتر از رفتارهای دانشگاه کلمبیا را داشته باشد..

به قول معروف اگر دولت از داخل مرزهای کشور ایران مورد تذکر و حتی نقد قرار بگیرد به مراتب برای امنیت ملی و منافع ملی بهتر و کم هزینه تر از ان است که در خارج از مرزهای کشور مورد توهین و استهزا قرار بگیرد . در این صورت دیگر تمامیت یک تمدن ویک فرهنگ زیر سوال نمی رود !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 1 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

اصلا نگران کشور نیستم!

 

دکتر احمدی نژاد!!!!، دیروز دو باره دهانشان را باز کردند و ......فشانی فرمودند.

دکتر!!! به صدور قطعنامه علیه کشور و به فرار 200 میلیارد سرمایه اهمیتی نمی دهد.

نسبت به گرانی خانه به مغزش فشار آورده، با یک حساب آبدوغ خیاری این گرانی را ماست مالی می کند.

خودش را نخبه و دانشگاهی جا میزند و فکر می کند که بازار مسگر ها است که کسی صدای .......ش را نشنود.

ادای اقتصاددان ها را در آورده، از چندین نوع گرانی حرف می زند و شعور این را ندارد که بفهمد فقط یک گرانی وجود دارد و آن همآنی است که اکثریت مردم ایران شب و روز با آن دست و پنجه نرم می کنند.

آقا! بهتر است بروی کشکت را بسابی و دست از این مزخرف گویی ها برداری.

 

 

 

------------------------------------------------------

 

در هیچ کجای دنیا رییس جمهوری به این خونسردی و آرامی وجود ندارد. از او می پرسند خطر کشور را تهدید می کند، گرانی بیداد می کند، فرار سرمایه و فرار مغز ها.......

می گوید: اصلا نگران کشور نیستم!

بنازم به این رییس جمهور!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
خانم مينابازديدكننده عزيزبراي اگاهي از جواب درخواست خود به ايميلتان مراجعه كنيد
+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت 7 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

ميرزا فتحعلی آخوندزاده
 پيشگام فكری مشروطه در چندين عرصه

  ( چاپ شده در “تلاش“ ، شماره ٢٦، ٢٠٠٦ )

 دختران ايران
  ( چاپ شده در سايت های مختلف اينترنتی )

 “ زن“ بودن و “ مرد“ بودن در جامعه ی سنت گرا
  ( چاپ شده در سايت های مختلف اينترنتی )

 همجنسگرايی و حقوق همجنسگرايان
  ( چاپ شده در مجله ماها و سايت های مختلف اينترنتی )

 ناسيونال - اسلاميسم
 يا گفتمان سازی نوين حكومت اسلامی

  ( چاپ شده در سايت گويا )

 صادق هدايت، نويسنده و انديشمند ايرانی
(چاپ شده در نشريه “تلاش“ شماره ٢٣)

 سكولاريزاسيون و آزادی زن
  ( چاپ شده در سايت های مختلف اينترنتی )

حركت بسوی دمكراسی يعنی عبور از حكومت تام  گرای دينی
  ( چاپ شده در سايت های مختلف اينترنتی )

 جبهه فراگير دمكراسی خواهی-
 و تفاوت بنيادين آن با شعار “همه با هم“!

  ( چاپ شده در سايت های مختلف اينترنتی )

 فراخوان ملی برگزاری رفراندوم -
 يك حركت تحول خواهانه و ساختارشكن

  (چاپ شده در سايت گويا ، دسامبر ٢٠٠٤)

زنان آزاديخواه ايران از طاهره قره العين تا  پروين اعتصامی
  (اين مطلب در “تلاش“ شماره ٢٠ چاپ می شود)

 در بزرگداشت غلامحسين ساعدی و نادر نادرپور
  (ويژه نامه ی مرداد ماه سايت ديدگاه، جولای٢٠٠٤)

 رمز بقای حكومت دينی، رازی نه چندان پنهان
  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی)

 عبور از گذشته و حركت بسوی آينده
  (چاپ شده در ويژه نامه سايت ديدگاه)

 حقوق زن، حقوق بشر است
  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی)

 داريوش همايون _ آينه ای در برابر خويش ،
 آينه ای در برابر ديگران

  (چاپ شده در “تلاش“ ، شماره ١٨، مارس ٢٠٠٤)

 عدم شركت در “انتخابات“
 نشانه ی بلوغ جنبش دمكراسی خواهی در ايران

  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی)

 مجلس هفتم،
 جنبش فراگير دمكراسی خواهی و شعار رفراندوم

  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی)

 حقوق زن در ايران،
 مسئله صرفا فرهنگی يا صرفا سياسی

  (چاپ شده در“ نشريه مهرگان“ ، آمريكا)

 “ هنر در هيچ موقعيتی مرگ پذير نيست “
  (چاپ شده در نشريه “تلاش“ شماره ١٦ ،
  ويژه نامه ی مهشيد اميرشاهی ، نوامبر ٢٠٠٣)

 مهشيد امير شاهی در آينه ی "هزاربيشه"
  (چاپ شده در نشريه “تلاش“ شماره ١٦ ،
  ويژه نامه ی مهشيد اميرشاهی ، نوامبر ٢٠٠٣)

 منتظر “ منجی “ نمانيم ، منجی خود ماييم !
  (چاپ شده در سايت گويا)

 چرا اهدای جايزه ی صلح نوبل به خانم شيرين
 عبادی را مثبت ارزيابی می كنم

  (چاپ شده در سايت گويا)

 شيرين عبادی،
 جايزه ی صلح نوبل و صدای مردم ايران

  (چاپ شده در سايت گويا)

ارتباط ميان روشنفكری و اسلام سياسی از  مشروطه تا امروز ( بخش سوم : حكومت محمد رضا پهلوی )
  (چاپ شده در سايت گويا)

 لطفا “هدف“ را تعريف كنيد!
  (چاپ شده در سايت گويا)

 ارتباط ميان روشنفكری و اسلام سياسی از  مشروطه تا امروز
 ( بخش دوم : آغاز سلسله ي پهلوی و دوران رضا شاه )

  (چاپ شده در سايت پيک ايران، ديدگاه، روشنگری، گويا)

 از بس ستاره كشتيد ، روی زمان سياه است...
  (چاپ شده در سايت گيک ايران، ديدگاه، روشنگري، گويا)

 جنبش دمكراسی خواهی ايران ، اهداف و موانع
  (چاپ شده در سايتهای اخبار روز، روشنگری، گويا)

 ارتباط ميان روشنفكری و اسلام سياسی از  مشروطه تا امروز ( بخش اول : انقلاب مشروطه )
  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی ، جون ٢٠٠٣)

 “گردنبند مقدس“ _ حكايت روشنفكری سرگردان،
 در قفسی به بزرگی ايران !

  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی و نشريه تلاش شماره ١٣، مه ٢٠٠٣)

 هنرمند تبعيدی
  (متن سخنرانی در زاربروکن، آوريل ٢٠٠٣)

 جنگ عراق و آمريكا و منافع ملی ما
  (سايت های اخبار روز، روشنگری، گويا   مارچ ٢٠٠٣)

 “ تنهاترين پرنده ی عاشق“ ،
 خيل بيشمار همراهان را ببين!

  (چاپ شده در سايتهای اينترنتی)

 ٨ مارچ، روز تجديد پيمان زنان ايران
  (چاپ شده در سايت های اخبار روز، پيك ايران، روشنگری، ديدگاه، گويا مارچ ٢٠٠٣)

 ارزيابی سخنان سه زن در “همايش زنان“
  (چاپ شده در سايت اخبار زور، ژانويه ٢٠٠٣)

 “بحران هويت“، رويای آزادی، مهر وطن
  (چاپ شده در تلاش ، هامبورگ ، ژانويه ٢٠٠٣)

 ارتباط ميان “ تن فروشی“
 و ساختار فكری “حكومت اسلامی !“

  (سايت های گويا، اخبار روز، ديدگاه و نشريات نيمروز و شهروند٢٠٠٢)

 ما خواهان تحكيم موقعيت دولت جمهوری اسلامی  ايران  در منطقه هستيم!
  ( نيمروز، لندن، ٢٠٠٢)

 “ اصلاح طلبی دينی “، “روشنفكری اصلاح طلب“ ،
 “ سانسور انديشه “ و چند معضل ديگر

  (سايت های گويا، اخبار روز، ديدگاه و نشريات نيمروز و شهروند ٢٠٠٢)

 فاتح شدم ، خود را به ثبت رساندم ، پس زنده  باد !
  ( نيمروز، گويا، شهروند، ٢٠٠٢)

 “ پيشداوری“ و “ تعصب“ يا “خودی“ و “غير  خودی“ در  ادبيات و جامعه شناسی آلمان از  عصر روشنگری تا قرن بيستم
  (تلاش، شماره 8، هامبورگ، ٢٠٠٢)

 سال نو يا سالی ديگر
  ( نيمروز، لندن ٢٠٠٢،)

 جنبش اصلاح طلبی را تعريف، كنيد!
  ( درنگ، پاريس، ٢٠٠٢)

 مدرنيته ی ايرانی يا بلاتكليفی ملی!
  ( تلاش، هامبورگ، ٢٠٠٢)

 سه يادداشت
  (نيمروز ، لندن، ٢٠٠٢)

 هنرمند تبعيدی
  ( درنگ، پاريس، ٢٠٠٢)

 مهشيد اميرشاهی در آينه ی هزار بيشه
  ( نيمروز، لندن، ٢٠٠١)

 آغاز جداسری از ما نبود
  (تلاش ، هامبورگ، ٢٠٠١)

 كوچه ی بن بست تهمت و افترا !
  (شهروند، كانادا، ٢٠٠١)

 فمينيسم كهنه شده و تعزيه ی نو گرا !
  (نيمروز، لندن، ٢٠٠١)

 چرا در فستيوال تئاتر كلن شركت نمی كنيم
  (كيهان ، لندن، ٢٠٠١)

 ما هنرمنديم، يعنی كه خاريم در چشم خود مطلق  بينان
  (نيمروز، لندن، ٢٠٠١)

 ما وجود داريم وتلاش می كنيم برضد فراموشی !
  (كيهان لندن، ٢٠٠١)

 همزيستی انسانهای برابر
  ( تلاش، هامبورگ، ٢٠٠١)

 خانم لاهيجی اولين زن ناشر ايران نيست!
  ( نيمروز ، لندن، ٢٠٠١)

 مطالبات و موانع شكل گيری جنبش زنان ايران
  ( نيمروز، لندن. تلاش،هامبورگ، ٢٠٠١)

 رعايت منطق و احترام به ديگری ، پيش شرط هر  گونه گفتگوست!
  (ايران امروز، ٢٠٠٠)

 روزنامه نگاری كه با نشر كذب خود را بی  اعتبار می سازد
  (بامداد، سوئد، ٢٠٠٠)

 تهديد ناموس ملی
  ( نيمروز، لندن، ٢٠٠٠)

 دعوت به قرون وسطی در آستانه ی قرن بيست و  يكم
  (ديدار ، دارمشتات، ١٩٩٧)

 دفاع از جنبش زنان يا دفاع از زنان وابسته به  حكومت
  (ديدار ، دارمشتا ت)

 فمينيسم يعنی مبارزه با جبر تاريخ
  ( كيهان لندن، ١٩٩٦)

   

 

 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت 7 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 


به نام خداوند جان وخرد


شیخ و فاحشه


شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
گفتا شیخا هرآنچه گوئی هستم
آیا تو چنانچه می نمائی هستی؟

حضور محترم جناب آقای احمدی نژاد


با سلام و احترام،مکتوب شما خطاب به رئیس جمهوری آمریکارا خواندم.حیفم آمد این چند خط را ننویسم.این هم کاری است که یک نفر مسئولیت هایش را زمین بگذاردو برای روسای جمهوری دنیا نامه بنویسد و آنهارا مورد بازخواست قرار بدهد. البته شک دارم برای کسی که در مسند ریاست جمهوری نشسته این کار پسندیده ای باشد. اما به هر صورت شما این کاررا کرده اید. فهرست بلند بالائی از سوالات را جلو رئیس جمهوری آمریکا بخصوص در باره عملکرد او در سایر کشورها و نسبت به شهروندان سایر ممالک گذاشته اید. کاری که البته هرروزه روزنامه نگاران خود آمریکا بسیار تندتر و صریح تر از شما با رئیس جمهوری شان می کنند و از زوایای مختلف او را به زیر سوال می کشند. همین نامه شمارا هم چاپ کرده اند. وظیفه و مسئولیت او و دولتش این است که به سوالات آنها و یا هر سوالی پاسخ بدهد و از عملکرد خودش در افکار عمومی دفاع کند. اما این کار شما یک نکته بسیار ساده را به ذهن متبادر می کند که با اجازه تان به عنوان یک شهروند ایرانی باشما در میان می گذارم.

مساله رئیس جمهوری آمریکا یا هر کشور دیگری در درجه اول به شهروندان همان کشور مربوط است و بعد برای دیگران اهمیت دارد. برای من هم به عنوان یک ایرانی در درجه اول مساله ایران اهمیت دارد.


جناب آقای احمدی نژاد:

آن نکته ساده این است:این لیست بلند بالای سوالات را جلو خودتان و آقای خامنه ای بگذارید و این سوالات را از آقای خامنه ای و خودتان در باره رفتار با شهروندان ایران و مملکت خودمان بپرسید. مثلا بپرسید:
1- دانشجویانی که به قول خودتان از شما راجع به آمریکا و اسرائیل می پرسند، آیا حق دارند راجع به عملکرد حکومت و مقام رهبری هم سوال کنند؟ یا بسیجی ها به آنها حمله می کنندو به اسم توهین به مقدسات، لت و پارشان می کنند و بعد هم آنهارا دستگیر می کنند؟ کاری که بارها اتفاق افتاده است.
2- آیا در دانشگاه و یا مطبوعات می شود ازشما وآقای خامنه ای راجع به کمک مالی به گروههای تندرو فلسطینی پرسید؟ آیا می توان از پولهائی که ایران در لبنان ، فلسطین ، عراق ، افغانستان و یا سایر نقاط دنیا خرج کرده است پرسید؟ آیا می توان سوال کرد چرا پول ملت مظلوم ایران خرج عملیات تروریستی در سراسر دنیا می شود؟ یک بار در تبلیغات انتخاباتی شورای شهر تهران در حالی که من در زندان بودم دوستانی در خارج از زندان من را به عنوان کاندیدای شهرداری تهران مطرح کردند و روی پانصد پوستر عکس مرا چاپ کردندو روی پانصد پوستر دیگر این حرف ساده را نوشتند که "افغانستان و بوسنی و.. پیشکش، تهران را در یابیم"( حتی فلسطین را هم جرأت نکردندبنویسند). بلا فاصله آنهارا دستگیر کردند. پوسترها جمع آوری شد.در پرونده من هم یک بند بلند بالای اتهام راجع به آن ائتلاف انتخاباتی مطرح شده و برایم شش سال حبس هم بریده اند.

3- آیا به عنوان یک شهروند ایرانی می توان از شما وآقای خامنه ای پرسید که چرا در ایران برخورد دوگانه و یا چند گانه و تبعیض آمیز وجود دارد؟چرا مردم در مقابل قانون مساوی نیستند؟چرا مثلاً روزنامه کیهان که در اختیار مقام رهبری است و یا روزنامه جمهور ی اسلامی که صاحب امتیاز قبلی اش ایشان بوده اند مجاز هستند که به هر کسی تهمت بزنند و هر دروغی را بنویسند؟ اما تا کنون بیش از صد روزنامه بسته شده است و روزنامه نگاران به زندان افتاده اند؟ یا مثلاً چرا روحانیت ، دادگاه ویژه و جداگانه دارد؟ یا مثلاً چرا یک نفر که در بسیج است خودی محسوب می شود و بسیاری از درها به رویش باز است؟اما سایر جوانان کشور باید همواره از برخورد همین بسیجی ها با خودشان بیمناک باشند و به قول جوانها بترسند که به آنها گیر بدهند؟ چرا مثلاً سپاه پاسداران می تواند در بسیاری از معاملات تجاری کشور بخصوص انتقال نفت از آسیای میانه به خلیج فارس شرکت کند اما تجار مملکت حق این کار را ندارند؟ سپاه می تواند از اسکله ها ی مخصوص به خودش در قشم و یا سایر بندرها ی کشور هر کالائی حتی مشروبات الکلی را؛ قاچاقی وارد نماید ( کاری که در انحصار بخشهای امنیتی سپاه است)، اما دیگران حتی از وارد کردن پارچه چادر مشکی هم محروم هستند؟ چرا واردات شکر صنعتی در انحصار آقایانی مثل مصباح یزدی و مکارم شیرازی است، اما تجار قدیمی و محترم کشور از این حقوق ممنوع هستند؟ چرا در ادارات و استخدام افراد، خودی ها و حکومتی ها و به اصطلاح، بچه حزب اللهی ها مقدم هستند و بقیه بخصوص غیر مسلمانها راه به جائی ندارند؟ می توانم به این لیست برخوردهای چندگانه و تبعیض آمیز ، صدها مورد دیگر را اضافه کنم. مواردی که اصلاً در قانون اساسی کشور و قوانین موضوعه ما نهادینه شده است.در قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور چهار نوع انسان تعریف شده که حقوق نامساوی دارند: روحانیان با غیر روحانیان از حیث تصدی مقامهای کشور نا مساوی هستند. مردان بازنان در حقوق سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی اختلاف دارند. شیعیان با اهل تسنن از حیث قوانین مدنی و اجتماعی اختلاف دارند. و مسلمانان با غیر مسلمانان از حیث تصدی امور مملکت و برخورد قوانین با آنها اختلاف دارند.اینها موارد رسمی و قانونی است. خارج از این، انواع و اقسام تبعیض های دیگر هم در کشور هست. آیا می دانید که رژیم آپارتاید در افریقای جنوبی ، تنها میان سفید پوستان و سیاهان و رنگین پوستان تفاوت می گذاشت؟ در حالی که ما در ایران همان گونه که برشمردم لا اقل چهار درجه شهروند داریم که حقوق اجتماعی و سیاسی شان اختلاف دارد.به اضافه ده ها تبعیض دیگر میان خودی ها و غیر خودی ها ی حکومتی که روزانه اعمال می شود.
4- آیا مطبوعات و شهروندان عادی ایران می تواننداز شما وآقای خامنه ای بپرسند که واقعاً به چه حقی بر سر یک تکنولوژی عقب افتاده دست چندم وارداتی برای غنی سازی اورانیوم ، کشور را این طور دچار بحران و درد سر کرده اید؟ حتماً می دانید که به مطبوعات از سوی شورای امنیت کشور ابلاغ شده که در باره داستان اتمی حق ندارند چیزی از خودشان بنویسندو تنها باید تفسیرهای رسمی حکومت و خبرگزاری را منعکس کنند. لابد شما واقای خامنه ای می دانید که آنچه به صورت دست دوم از طریق لیبی ، از یک دانشمند کاسبکارپاکستانی به نام عبدالقدیر خان تحت عنوان تکنولوژی غنی سازی اورانیوم خریداری شده و میلیاردها دلار از پول کشور صرف آن شده ، عقب افتاده ترین تکنولوژی در میان پنج روش مرسوم غنی سازی اورانیوم در دنیاست. کاری که به هیچ وجه نه پیشرفت علمی است و نه برای مملکت حاصل اقتصادی خواهد داشت.
لابد می دانید که تا همین جای کار هم این روش شما وآقای خامنه ا ی برای بحران آفرینی و سرپوش گذاشتن بر نابسامانی های کشور باعث رکود اقتصادی ایران شده و میلیاردها دلار به کشور خسارت زده است. وای به روزی که کشور مشمول تحریم اقتصادی هم بشود. آیا می توان از شما و اقای خامنه ای خواست که اتخاذ سیاستی این چنین غلط را به رأی مردم بگذارید؟ در واقع از صاحب خانه اصلی یعنی ملت، بپرسیدکه برای ساختن بمب اتمی در ایران که در نهایت وسیله ای برای حفظ رژیم موجود و بر سر کار ماندن آقای خامنه ای تلقی می شود آیا حاضرند فقر و گرسنگی و بدبختی را تحمل کنند؟

جناب آقای احمدی نژاد

من هم مثل شما درس مهندسی خوانده ام. اما این فرصت را داشته ام که تاریخ نیز بخوانم . اتفاقا در دوره ا ی کوتاه تاریخ قرون وسطی و رنسانس در اروپا را تدریس هم کرده ام. اما بعد دستم را از دانشگاه کوتاه کردند. بزرگترین رسوائی تاریخ کلیسا محاکمه گالیله است. باور کنید برخورد کلیسا در آن محاکمه بسیار عاقلانه تر و انسانی تر از برخوردآقای خامنه ای و دادگاههای ایشان با آقای دکتر آغاجری بود. هاشم آغاجری تنها به دلیل انتقاد ی که آن هم به طور خصوصی از آقای خامنه ا ی کرده بود به جرم اهانت به پیامبر ، به اعدام محکوم شد و بعد هم که دانشگاه های کشور شلوغ شد و ناچار از عقب نشینی شدنداو را به حبس محکوم کردند.یک استاد دانشگاه چند سال از عمرش را ظاهراً برای یک سخنرانی و در واقع برای یک انتقاد در زندان گذراند. در تمام تاریخ قرون وسطی در اروپا بحث و نقد مبانی دینی و مذهبی جریان داشته است.هرگز برخوردی که با دکتر سروش به خاطر بحثهای کلامی و دینی اش در ایران شده ، در تاریک ترین سالهای قرون وسطی هم سابقه نداشته است. کارنامه روحانیت به قدرت رسیده در ایران ،از این حیث یکی از تاریک ترین کارنامه های روحانیان در سراسر تاریخ است. هنوز هم امثال آقای مصباح یزدی دست از این روش بر نمی دارند. آیا می توان از شما پرسید چرا از روحانی ای مثل آقای مصباح یزدی که دشمن علوم انسانی جدید است پیروی می کنید؟ چرا القای شبهه می کنید که گوئی در دنیا جلو تحقیق علمی را می گیرند؟ مدتهاست که علم، جهانی شده است.سری به اینترنت بزنید .البته اگر توانستید از فیلتر های دستگاههای اطلاعاتی آن مملکت عبور کنید. آنگاه خواهید دید که هزاران مرکز تحقیقاتی دنیا شب و روز در حال پژوهش علمی هستند و دستاورد های خودشان را در اختیار دیگران می گذارند. در آمریکا سالیانه بیش از صد هزار تحقیق علمی به نتیجه می رسد و منتشر می گردد.این رکورد در کشورهای بزرگ اروپائی که تقریبا جمعیتی معادل ایران دارند حدود بیست هزار تحقیق در سال است. آیا می دانید که سهم ایران در حدود سیصد تحقیق در سال است که آن هم اکثرا توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور انجام می شود؟ اگر در پژمردگی علم و دانش و فرومردن فضای با نشاط علمی در ایران شکی دارید تنها نگاهی به وضعیت غم انگیز علوم انسانی در آن مرز و بوم بیندازید. حکومت حتی در حد یک سنجش افکار هم تحمل ندارد.بگذریم از سرنوشت غم انگیز ترور امثال دکتر تفضلی یا تهمت زدن به امثال دکتر زرین کوب و ده ها و بلکه صدها مثال دیگری که در مورد برخورد با اساتید دانشگاه و محققان و مترجمان و اهل فرهنگ آن کشور می توان ذکر کرد.

جناب آقای احمدی نژاد

من هم به خداوند یکتا و پیامبری مردان حق ایمان دارم. باور دارم که هر مذهبی به زبانی حق را بازگو می کند.و دنیا و مردمان آن چه بخواهند و چه نخواهند در مسیر یگانگی عالم حرکت می کنند.به قول هاتف:

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو

اجازه بدهید از همین زبان خودتان برای به شهادت طلبیدن انبیاء استفاده کنم.و سوالاتی اختصاصی را در مورد ایران مطرح سازم:
1- آیا به نظر شما اگر تمام انبیاء الهی و پیامبر بزرگوار اسلام که من و شما به او ایمان داریم، در ایران بودند حاضر می شدندچهار هزار وصدو چهل و هشت زندانی را در زندانهای ایران در کمتر از 45 روز اعدام کنند؟ کاری که خوشبختانه یا متاسفانه به دستور مستقیم شخص آقای خمینی در تابستان سال 1367 صورت گرفته است و وقتی قائم مقام او یعنی آقای منتظری اعتراض کرده برکنار شده است. قربانیان در گورهای دسته جمعی در خاوران و جاهای دیگر دفن شده اند و تا همین امروز یعنی بعد از 18 سال هنوز بازماندگان شان نمی دانند عزیزانشان در کجا دفن شده اندو بدتر ازآن ، هنوز هم اگر بخواهند مراسمی برای عزیزانشان برگزار کنند با ضرب و شتم ماموران حکومت مواجه می شوند. یکی از سه نفری که ترتیب این جنایت علیه بشریت را داده یعنی آقای پور محمدی ، توسط شما به عنوان وزیر کشور به کار گرفته شده است. او هم چندین زندانبان را استاندار کرده تا به ملت ایران حالی کند که ایران یک زندان بزرگ است.
2- آیا به نظر شما انبیای الهی و یا مردان حق و یا اصلا هر فرد عادی که تنها کمی ناموس و شرف داشته باشد، حاضر می شود در رأس حکومتی قرار بگیرد که در زندانهای آن به دختران و زنان مردم تجاوز می شود؟ نگوئید که چنین چیزی نیست. من هم زمانی که در دهه اول انقلاب سرگرم کارها ی مملکت بودم گاهی که چیزهائی می شنیدم می گفتم صحت ندارد و شایعه ضد انقلاب است . اصلا در تصورم نمی گنجید که در زندانهای جمهوری اسلامی عده ا ی حتی به زنان شوهر دار هم رحم نمی کنند.خدا را شکر که به زندان افتادم و در اثر اعتصاب غذا مریض شدم و توانستم برای معالجه به عنوان یک مخالف به خارج از کشور بیایم و در نتیجه، دراین سفرمخالفان حکومت به من اعتماد کردند، به سراغم آمدند،و داستانها ی خودشان را برایم تعریف کردند. جنایاتی که در حق شان شده است ،و تجاوزهائی که در زندان به آنها شده را بازگو نمودند.اگر شک دارید از دوست عزیزم آقای رضا علامه زاده خواهش می کنم تا نسخه ای از فیلم هائی را که در مصاحبه با تعدادی از این خانمها با اجازه شوهرانشان ضبط کرده است برایتان بفرستد. نگوئید اینها مربوط به گذشته بوده است. همین تابستان گذشته اتفاقا در زمان ریاست جمهور ی شما ، در کردستان این اتفاق باز هم افتاده است.اگر از خواهر عزیزم که این بلا بر سرش آمده و تن لرزان و خسته اش را به خارج از کشور رسانده ، و نیز شوهرش اجازه داشتم نامش را ذکر می کردم.اما شما می توانید از دستگاه امنیتی تان بپرسید لابد به شما نامش را خواهند گفت.

آقای احمدی نژاد
من در خارج از ایران پای درد دل ده ها نفر نشسته ام که عزیزانشان در زندانها کشته شده اند ، خودشان تا سرحد مرگ شکنجه شده اند، طعم آوارگی ، بدبختی و بی وطنی را تحمل کرده اند، هنوز هم خانواده هایشان در ایران زیر فشار هستنداما با افتخارخود را ایرانی می دانند و از آن مرزوبوم دفاع می کنند وحتی برای آبروی روسای مملکت هم غصه می خورند. راستی چرا شهروندانی این چنین آزاده و سرافراز باید از مملکت رانده باشند. نمی دانم آیا آن روی سکه جمهوری اسلامی را هم دیده اید و یا تنها سرتان به رهبر ی و مجلس و وزرا گرم است؟ آن روی سکه حاکمیت فعلی ، زجر و شکنجه و تبعید و بدبختی و اعدام است.
نمی دانم شما و آقای خامنه ای چطور می توانید در راس چنین حکومتی باشید . من به سهم خودم بابت یک دهه ای که با این نظام همکاری کرده ام ولو بیشتر در بخشهای صنعتی بوده ام، بارها با خدای خودم خلوت کرده ام، توبه کرده ام، گریسته ام، به انقلابیگری و خشونتهای آن نفرین کرده ام، از قربانیان این خشونتها حلال بودی طلبیده ام اما هنوز دلم آرام نیست . تنها امیدم به عفو ورحمت الهی است.
3- آیا به نظر شما اگر مردان الهی در ایران حکومت می کردندحاضر می شدندبیش ار 300 فقره ترور در داخل و خارج از ایران بکنند؟ آیا به نظر شما وقتی امیر المومنین علی(ع) به قسم خورده ترین دشمنانش یعنی خوارج نهروان هم اجازه می دادکه از او انتقاد کنندو حتی منبر و مجلسش را به هم بزنندو تا دست به اسلحه نبردند او هم دست به اسلحه نبرد، شما و اقای خامنه ای حق دارید که مخالفان سیاسی تان را ترور کنید؟درآن مملکت و خارج از ایران از نویسنده تا بازاری ، از خواننده تا هنرپیشه، ازفعال سیاسی تا محقق فرهنگی مشمول ترور شده اند. لیست بلند بالائی از تروریسم حکومت ایران در دنیا موجود است،نه تنها علیه ایرانی ها، بلکه علیه شهروندان سایر کشورها نیز. اکبر گنجی بابت افشای بخشی از این اطلاعات سالها در زندان بودو هنوز هم سایه زندان بالای سر اوست. ناصر زرافشان بابت دفاع از حقوق خانواده های قربانیان ترورهای زنجیره ای هنوز در زندان است. پرونده ترور در رستوران میکونوس در برلین هنوز نیمه تمام است. عاملان این تروردر زندان هستند. اما پرونده آمرین یعنی آقایان خامنه ای، هاشمی رفسنجانی ، ولایتی و فلاحیان هنوز باز است. پرونده انفجار در بیروت ، عربستان سعودی، و سومالی هنوز به جریان نیفتاده است .
به لیست این سوالات می توان تا حد نوشتن چند کتاب اضافه کرد.به نظرم به عنوان مشت نمونه خروار کافیست. اما در انتهای این مکتوب اجازه بدهید کمی راجع به لیبرالیسم و دموکراسی که به نظر شما دوره اش به سر آمده است بنویسم.

جناب آقای احمدی نژاد

آیا می دانید که گوهر لیبرالیسم، حاکمیت عقل است؟ آیا این جمله کانت را در رساله" در باره روشنفکری" که از قول هوراس شاعر قدیم یونانی نقل می کند که" جرأت دانستن داشته باش" دیده اید؟ این جمله گوهر اصلی لیبرالیسم است. جرأت دانستن داشتن. آیا می دانید که فتوای فقهائی مثل آیت الله منتظری این است که در عصر غیبت امام زمان (ع) رای مردم حجیت دارد و در واقع خداوند می خواهد که کار های حکومت بدست مردم و با رای مردم انجام شود؟ آیا می دانید که نظر متفکرین بزرگ اسلامی مثل اقبال لاهوری یا دکتر سروش این است که خاتمیت پیامبر اسلام به این معنی است که بشر وارد دوره عقلانیت شده است و در این دوره بنای کار بر این است که امور انسانها با حاکمیت عقل آنها حل شود . بنابر این خواهش می کنم برای تخطئه عقل در حکومت ولایت فقیه از خدا و دین خرج نکنید . حداقل ، قرائت های عقل گرایانه در تاریخ اسلام ، از معتزله تا کنون را هم مطالعه کنید و آنگاه در یابید که می توان به قرائتی از دین قائل بود که راه را برگوهر دنیای جدید ، یعنی عقل مدرن باز می کند و اجازه می دهد تا نور این گوهر فرا راه بشریت را روشن کند . رمز بقا و بالندگی تمدن غرب هم در روشن نگاه داشتن چراغ عقل و عقلانیت است . این تمدن نه از مسئولین و دست اندر کاران بلکه در پایه ای ترین مبانی خودش هم از خودش انتقاد می کند . من به عنوان تجربه زندگی خودم به شما می گویم که اگر هر کس یا هر حکومت یا هر دستگاهی به نوعی و تحت هر عنوانی ، چه دین ، چه ولایت فقیه ، چه فرقه یا سازمان ، از مردم بخواهد عقل شان را تعطیل کنند و افسار شان را به دست دیگری بسپارند ، به نوعی پالانش کج است و یک جای کارش گیر و اشکال دارد و حتما حقّه ای در کار اوست . خداوند اولین چیزی که خلق کرد ه عقل است و گوهری ارزنده تر از عقل به آدمی نداده است . بنام خدا و دین او ، دنبال تعطیل عقل نباشید .
اما دمکراسی چیزی جز یک روش معین حکومتی نیست که بر محترم دانستن عقل مردم و حاکمیت خرد جمعی استوار است . مهم ترین مشخصه آن هم این است که اکثریت مردم می توانند آزادانه حاکمین را انتخاب کنند. اقلیت هر چقدر هم که ناچیز باشد، حق حرف زدن و انتقاد کردن دارد و هر گاه هم که این اقلیت اکثریت شود ، می تواند حاکمین را قانونی و بدون در گیری و خونریزی از حکومت پائین بیاورد . هر چه هم این مکانیزم عزل حاکمین توسط مردم و انتقاد از حاکمین ، سهل تر ، باز تر و عملی تر باشد ، به همان نسبت آن حکومت دمکراتیک تر است . در همین آمریکا ، نسبت به همین آقای بوش که شما به خیال خود تان او را به باد انتقاد گرفته اید ، روزانه دهها برابر آنچه شما نوشته اید از او سوال و انتقاد می شود ، آن هم حرف های حسابی و دقیق ، سوال های جدی و کارشناسانه ، با ذکر دهها عدد و رقم ، از جزئی ترین امور تا کلی ترین کار ها . همین حرف های شما در مورد 11 سپتامبر و ابهام در آن ، بسیار عمیق تر در فیلم مستندی به تصویر کشیده شده است . کارگردان این فیلم برنده جایزه اسکار شده وفیلم هم در تمام سینما ها به نمایش در آمده است . یا در هر کدام از کشور های دمکراتیک غربی که بروید ، روزنامه نگاران زبان گویای ملت هستند و روزانه حاکمین را به چهار میخ می کشند . نه مثل ایران که تا کنون بیش از صد روزنامه توقیف شده و روزنامه نگاران به غل و زنجیر کشیده شده اند وبعضی هم مثل زهرا کاظمی دچار شکنجه و تجاوز در زندان شده و سپس به قتل رسیده اند . در همین آمریکا ، تقلب رئیس جمهوری مثل نیکسون در انتخابات ، توسط دو روزنامه نگار افشا می شود و وقتی کار به دادگاه می کشد و این تقلب اثبات می شود ، رئیس جمهوری استعفا می دهد و زمین ادب را می بوسد و به خانه اش می رود . در ایران وقتی یکی از کاندیداهای انتخابات مثل آقای کروبی اعتراض می کند که تقلب شده است ، یا دهها کاندیدا توسط شورای نگهبان ، یعنی ارگانی که خود را قیم مردم و مردم را صغیر و مهجور می داند ، رد می شوند ، کک هیچ کس هم نمی گزد . آقای احمدی نژاد، در این نوشته خیلی با خودم کلنجار رفتم که شما را رئیس جمهوری خطاب کنم . اما دیدم دست و دلم به این کار نمی رود . چون مکرر در مکرر از دست اندر کاران انتخابات در وزارت کشور شنیده ام که تنها 16 میلیون نفر در انتخابات ریاست جمهوری گذشته شرکت کرده اند ، یعنی 25 در صد دارندگان حق رأی . افزایش آن به 27 میلیون با تقلب بوده است و رساندن رأی شما هم از 8 میلیون به 17 میلیون ، ناشی از تقلب بوده است . یعنی با تقلب یک اقلیت مطلق بر اکثریت مردم حکومت می کند و مردم هم راهی برای اعتراض ندارند . وضع آقای خامنه ای ، یعنی حاکم اصلی که مادام العمر بر مسند رهبری کشور تکیه زده ، از این هم بدتر است . تنها 5 در صد از دارندگان حق رأی در تهران ، در انتخابات گذشته خبرگان رای داده اند و ایشان مورد تائید خبرگانی است که همگی دست چین شده توسط خودش هستند . مردم هیچ راهی برای شکایت از عملکرد رهبری ، انتقاد از او و یا عزلش ندارند . تنها باید دعا کنند که او بمیرد یا دست به شورش و انقلاب بزنند . بیائید لحظه ای با خودتان رو راست باشید . اگر واقعا رای مردم برای شما و آقای خامنه ای مهم است و معتقدید که عملکردتان در نهایت باید موجب رفاه و آسایش و عدالت در میان مردم شود و مورد تائید آنان باشد ، خود را در یک انتخابات آزاد و با نظارت بیطرفانه بین المللی به رای مردم بگذاریدو در رقابت با کاندیداهای واقعی مردم قرار بگیرید . یا بهتر از آن ، اجازه بدهید مردم در یک رفراندم به صورت آری یا نه ، به جمهوری اسلامی رای مجدد بدهند . چون الان ، بعد از 27 سال ، معلوم شده که داخل جمهوری اسلامی چیست و مردم حق دارند که به آن آری یا نه بگویند. بخصوص از آقای خامنه ای بخواهید که ایشان خود ش و نظام جمهوری اسلامی را به رای آزاد مردم بگذارد . چون شما هم ذیل سر فصل ایشان قرار دارید و قضاوت در مورد ایشان تکلیف شما را هم معلوم می کند . به نظرم رأی آزاد مردم سرنوشتی بدتر از آقای رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم برای آقای خامنه ای رقم خواهد زد . فکر نمی کنید این همان کابوس مقام رهبری است ؟ یعنی ترس از رجوع به افکار عمومی و به قضاوت طلبیدن مردم .

جناب آقای احمدی نژاد:

دمکراسی نوین ، یکی از مهم ترین کشفیات بشر در عصر جدید است . این روش کمک کرده تا بشر وسوسه حکومت مردمان خطاناپذیر و مافوق بشری را کنار بگذارد و بپذیرد که حکومت کار آدم های معمولی و خطاپذیر است . دمکراسی چیزی جز تعبیه روش های مناسب برای کنترل حکومت گران نیست . شما هم بهتر است بجای خط و نشان کشیدن برای دموکراسی ، بپذیرید که حکومت از امور عقلی است و خداوند هم اراده کرده که امر حکومت توسط خود بشر و با کمک عقل او مدیریت شود . برای استبداد از نوع حاکمیت فقها در ایران هم ، از خدا و پیغمبر خرج نکنید .

این رهبران غربی هر چه و هر که باشند ، هر جنایت و یا کاردرستی که بکنند ، حداقل در کشور های خودشان از مردم می ترسند و برای افکار عمومی شان احترام قائلند . ناچارند به خواست مردم تن بدهند و برای کشور های خودشان خوب کار کنند . شهروندان شان در ممالک شان با رفاه و آسایش زندگی می کنند و هر روز از حکومت و حکومت گران نمی ترسند . شما هم بهتر است بجای نسخه نوشتن برای دیگران و سینه به تنور چسباندن برای مردم دیگر کشور ها ، به فکر مردم خودمان باشید . به وعده هائی که به مردم داده اید ، عمل کنید . برای گرانی چاره ای پیدا کنید . مشکل بیکاری را حل کنید . دست دزدان و قاچاقچیان سپاه و سایر ارگانها را از نفت و سایر امور اقتصادی کشور کوتاه کنید . چاره ای برای تجارت دختران معصوم و فقیر ایران به شیخ نشین ها پیدا کنید . راهی برای حل مشکل خانمانسوز اعتیاد جوانان کشور بیابید و به فکر دهها مشکل کوچک و بزرک و ریز و درشت مملکت باشید . حالا که به هر کیفیت و با هر روشی در راس دستگاه اجرائی کشور قرار گرفته اید ، به جای شاخ و شانه کشیدن یا نصیحت کردن رهبران دنیا ، کمی به داد مردم خودمان برسید . سرتان به کار خودتان باشد و این بچه بازیها را کنار بگذارید. تصویر تان در دنیا بیشتر شبیه عیدی امین شده است . لااقل به فکر آبروی مملکت باشید .
و ما توفیقی الاّ بالله

محمد محسن سازگار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/21ساعت 1 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
 

ahmadinejad

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/21ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
نوشته اصلي بوسيله مزدك
بيرون آوردن جسد عثمان از زمين و زنده كردن وي
( البته سني ها خوشحال نشوند ها) و سپس سرزنش
وي كه چرا حق علي را خوردي و سپس
زنده زنده آتش زدن وي ! جاري شدن خون كفار!
و بالا آمدن آن خون تا زانوي اسب آن حضرت بزگوار !!
و سپس مرگ وي پس از سي تا هفتاد سال و آمدن
قيامت ! ( زحمت بيخودي كشيده !)


( راستي كشتن همه يهودي ها ! هم يادم رفت،
كه هرجا پنهان شوند، اگر پشت درخت و سنگ
هم باشد، آن درخت و سنگ فرياد برآورند كه
يك يهودي پشت ما پنهان است، البته جز يك درخت
كه ملعون است و لو نميدهد! پس يهودي ها تا قيام
مهدي !! برجاي خواهند بود! حيف شد واقعاً براي
يهودي ستيز هاي فاشيستي جمهوري ... !)
مزدک خان
ممکنه بعضی آخوندهای فاشیست اینارو ساخته باشن
اما بعضی از گفته های مستند امامان شیعه و پیامبران گذشته چیز دیگه میگه
مثلا یکی از اونا میگه بزرگترین مشکل بزرگ اون در بین مسلموناست
و بیشترین دشمنانش از مسلمونان
و از علمای اسلام
به دلیل چیزایی که میگه علمل میگن مرتده!و...
اونقدر از این علمای فاسد می کشه که .....
به نظرم باید صبر کرد دید مهدی واقعی کیه و چی میگه
زود نباید قضاوت کرد
شاید انسان واقعی بود بر خلاف اکثر مسلمونا
در مورد بنی اسرایل هم
پس ازاینکه تنبیه شدن
مسیح پادشاهشون میشه
و برای همیشه آرام و بی آزار میشن
-------------------
رجوع کنین به
1.مهدی موعود
2.پیشگویی های نسترآدام
3.اوستا
4.انجیل برنابا
و...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/21ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
نوشته اصلي بوسيله مزدك
بيرون آوردن جسد عثمان از زمين و زنده كردن وي
( البته سني ها خوشحال نشوند ها) و سپس سرزنش
وي كه چرا حق علي را خوردي و سپس
زنده زنده آتش زدن وي ! جاري شدن خون كفار!
و بالا آمدن آن خون تا زانوي اسب آن حضرت بزگوار !!
و سپس مرگ وي پس از سي تا هفتاد سال و آمدن
قيامت ! ( زحمت بيخودي كشيده !)


( راستي كشتن همه يهودي ها ! هم يادم رفت،
كه هرجا پنهان شوند، اگر پشت درخت و سنگ
هم باشد، آن درخت و سنگ فرياد برآورند كه
يك يهودي پشت ما پنهان است، البته جز يك درخت
كه ملعون است و لو نميدهد! پس يهودي ها تا قيام
مهدي !! برجاي خواهند بود! حيف شد واقعاً براي
يهودي ستيز هاي فاشيستي جمهوري ... !)
مزدک خان
ممکنه بعضی آخوندهای فاشیست اینارو ساخته باشن
اما بعضی از گفته های مستند امامان شیعه و پیامبران گذشته چیز دیگه میگه
مثلا یکی از اونا میگه بزرگترین مشکل بزرگ اون در بین مسلموناست
و بیشترین دشمنانش از مسلمونان
و از علمای اسلام
به دلیل چیزایی که میگه علمل میگن مرتده!و...
اونقدر از این علمای فاسد می کشه که .....
به نظرم باید صبر کرد دید مهدی واقعی کیه و چی میگه
زود نباید قضاوت کرد
شاید انسان واقعی بود بر خلاف اکثر مسلمونا
در مورد بنی اسرایل هم
پس ازاینکه تنبیه شدن
مسیح پادشاهشون میشه
و برای همیشه آرام و بی آزار میشن
-------------------
رجوع کنین به
1.مهدی موعود
2.پیشگویی های نسترآدام
3.اوستا
4.انجیل برنابا
و...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/21ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
طنزمبارزه بابدحجابي
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
http://jimbolak.blogfa.com/ 

  واگر خفه ام كنند سازش نخواهم كرد

                   و ايمانم را قرباني مصلحت نميكنم

                                             

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
http://jimbolak.blogfa.com/ 

  واگر خفه ام كنند سازش نخواهم كرد

                   و ايمانم را قرباني مصلحت نميكنم

                                             

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

حتمامصاحبه روببینید باهم مينشينيم پای صحبتهای شيرين رئيس جمهور محبوب دکتر احمدی نژاد در برنامه تلويزيونی تبليغاتی قبل از انتخابات تلاوت فرمودند. (ممنون از عمو بابک)    


 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
بانظردادن و ارسال لینک به دوستان یک قدم درراه مبارزه برداریدومارا

 نیزدرادامه راه ناامیدنکنید

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/23ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

سید مهدی شجاعی خاطره ای از یکی از رزمنده ها خاطره ای نقل می کند که به هر یک از اعضای بدنش که دست می زدند می گفت: بیت المقدس، والفجر مقدماتی و ... که این ها نام عملیات هایی بود که در آن ها ترکش خورده بود و تنش زخم برداشته بود و به این آدم می گفتند دایره المعارف جبهه.

حالا همه این مملکت دارد شبیه همین رزمنده مذکور می شود که به هر جایش که دست می گذاری دل پر دردی دارد و زخم مزدوران آزارش دهد. خاطرات اخیرمان را که مرور کنیم کمتر دانشگاهی هست که دانشجویانش مورد مهرورزی قرار نگرفته باشند.

از شریف بگویم که دوستانمان به داخل دانشگاه ریختند و تا توانستند زدند و آخر هم دانشگاه جواب خوبی به آن ها داد و برای مضروبین احکام انضباطی صادر کرد. از تهران بگویم که خرداد سال گذشته سنگ انصار حزب الله و نیروی انتظامی     پور محمدی چه سر و دست هایی که نشکست و باز این دانشجویان بودند که از تحصیل محروم شدند. امیرکبیر که نقطه اوج فاجعه بود. به بهانه ای واهی به دانشگاه ریختند و دانشجو را از ساختمان به پایین پرت کردند و سرش را به دیوار کوبیند و عاقبت هم گرفتند و به زندانش انداختند و حالا فقط خدا می داند که در زندان بر او چه می گذرد.

مازندران شیراز  لرستان  علامه و بقیه دانشگاه ها هم که هر کدام قصه ای دارند که تن آدم را می لرزاند.

این آخری هم که دیگر واقعاً معرکه بود. کتک زدن و بازداشت کردن به جرم یک تجمع کاملاً صنفی و آن هم موقعی که با تضمین رئیس دانشگاه دارد از دانشگاه بیرون می آید. عصاره ی پستی آقایان را ببینید که حالا که می بینند دانشگاه ها تعطیل شده فیتیله ها را بالا کشیده اند و روغن را داغ تر کرده اند.

 

                                               

 

ستاره دار کردن دانشجویان هم که امسال به شیوه ای بسیار اثر بخش تر از سال های قبل به کار بسته شده و به حدود هفتاد نفر اصلاً کارنامه نداده اند.

این است و ضعیت دانشگاه.

از طرف دیگر ایلنا هم که در دو سال گذشته تنها خبرگزاری بود که تهدیدات و فحش های مهرورزانه و خیرخواهانه ساکتش نکرده بود حکم توقیف دادند و هم میهن را هم که بدجور خار چشم تمامیت خواه ها شده بود بستند.

دادگاه عدل و رأفت نظام هم شرم و حیا را با فعالین حقوق زنان کنار گذاشت و دوران صدور احکام تعلیقی را پایان یافته اعلام کرد.

 

                                                      

 

دلارام علی به اتهام شرکت در تجمع روز بیست و دو خرداد هشتاد و پنج در ميدان هفت‌‏تير تهران به تحمل دو سال و ده ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق محكوم شد و این شد برگ زرین دیگری در دفتر رنگارنگ ....

راستی صدور حکم شلاق برای فعالین زنان چه معنایی می تواند داشته باشد؟

آیا صبح نزدیک نیست؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/23ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 

سرمقاله‌ای که امکان چاپ ندارد
کی خیانت کرد؟
عیسی سحرخیز


قلم توتم قبیله من است، روح "ما" در آن یکی شده است، "ما" در آن بهم آمیخته‌ایم، باهم زندگی می‌کنیم و به یکدیگر می‌رسیم...
... قلم توتم من است، او نمی‌گذارد که فراموش کنم، که فراموش شوم، که با شب خو کنم، که از آفتاب نگویم، که دیروزم را از یاد ببرم، که فردا را به یاد نیارم، که از "انتظار" چشم پوشم، که تسلیم شوم، نومید شوم، به خوشبختی رو کنم، به تسلیم خو کنم، که...!*
روزنامه شرق در شماره روز یکشنیه ٢٨ خرداد ١٣٨٥ خود به بهانه "خداحافظی تیم ملی ایران از جام جهانی" سرمقاله‌ای نوشته است با عنوان "خیانت ما"، و با عنوان دقیقتر "خیانت ما روزنامه‌نگاران و مطبوعاتی‌ها". اما روشن نکرده است که خیانت کدام "ما"، آیا همه ی ما، یا تنها آنانی که تن به سانسور و خودسانسوری داده‌اند؟ نه تنها در عرصه ورزش، که در همه عرصه‌ها و از همه مهمتر در عرصه سیاست و حکومت داری.
مهم نیست که این یادداشت، نه در جایگاه سرمقاله در صفحه اول، حتی به عنوان یک دردل و یک نقد درونی در صفحات میانی روزنامه شرق، امکان چاپ پیدا نکند، و یا دیگر روزنامه‌ها حوصله نداشته باشند به ملاحظه نام نویسنده و یا مطالب درون آن پیه دادگاه رفتن و دچار مشکل شدن آن را به تن بمالند و آن چاپ کنند. مهم این است که این حرف به گونه‌ای زده شود و عده‌ای – هرچند اندک – آن را ببینند و بخوانند. مهم این است که در آستانه سالروز معلم کبیر انقلاب بگوئیم که هنوز شیعه مذهب " انتظار" است و "اعتراض". هنوز هستند که قلم به دستانی که تسلیم نشده‌اند، نومید نشده‌اند، به خوشبختی ظاهری رو نیاورده‌اند و به تسلیم خو نکرده‌اند....

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/23ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
مدتهاست که دیگه حوصله نوشتن تو وبلاگ رو ندارم و شما هم اگه جای من بودین همچین حسی داشتین. دلیلش هم نه خستگیُ نه افسردگی و نه ناامیدیه. دلیلیش اینه که بعد از یک ماجرایه ساده دارم حس می کنم که مخاطب وبلاگ های ما بیشتر از اینکه بقیه دانشجوها و مردم باشن مأموران وزارت فخيمه هستند و لطفاً اين دفعه به من نگين كه توهم دارم چون:

۱- اين حرفيه(توهم داشتن) كه خودم تقريباً به نيمي از فعالين دانشجويي دانشگاه تهران زدم و موقعي كه موبايلشون رو خاموش مي‌كردن بهشون خنديدم.

۲- من پرينت وبلاگ تجددنامه كه مال آقاي عارف هست رو در دستان آقاي غلامعلي زاده بازجوي كميته انضباطي دانشگاه تهران ديدم و من هم مثل شما با خودم گفتم كه احتملاً ايشون خودشون شخصاً و از روي كنجكاوي! اين كارو كردن.

۳- دليل سوم خيلي روشنه و برام جاي شك و شبهه‌اي باقي نگذاشت. وقتي در آخرين روزهاي مرداد ماه نااميدانه پيگير كار كارشناسي ارشدم بودم آقاي غلامعلي زاده فرمودن كه بايد در مورد وضعيت من استعلام كنم و البته من به خاطر هوش بالا! ابتدا منظورشون رو نفهميدم و فكر كردم اين يك استعلام درون دانشگاهيه. چند روز بعد كه زنگ زدم آقاي غلامعلي زاده علاوه بر مسائل ديگر در مورد وبلاگ "اين دو نفر"!!!( ونه اين دو تن) صحبت كرد و  با لحن محبت آميزي گفت كه مواظب باشم حين پيگيري ارشدم دردسر ديگه‌اي براي خودم ايجاد نكنم.(يعني در حين انجام آرايش ابرو ....)

۴- اين مورد چهارم هيچ ربطي به موارد بالا نداره و يك پيشنهاده. پيشنهاد مي كنم به جاي تركيب دانشگاه‌هاي زير نظر وزارت علوم و وزارت بهداشت، وزارت‌هاي علوم و ..... رو تركيب كنن كه اين هماهنگي بيشتر هم بشه.

اما خوب اين مسأله از يك لحاظ خيلي هم خوبه چون ما يك تريبون مستقيم براي برقراري ارتباط با سربازان گمنام امام زمان داريم و از اين لحاظ مي‌شه گفت اين وزارت از مردمي ترين وزارت‌هاست چون با كارمندان بقيه وزارت خونه‌ها نمي‌شه اينقدر راحت ارتباط برقرار كرد. شايد خوب باشه از همين تريبون به دوستان و برادرانم اعلام كنم كه عليرغم تمام آنچه بر ما مردم  گذشته است همچنان:

زنده‌ايم و استوار

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/23ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
بانظردادن و ارسال لینک به دوستان یک قدم درراه مبارزه برداریدومارا

 

 نیزدرادامه راه ناامیدنکنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/08ساعت 10 قبل از ظهر  توسط ارسطو | 
بعداز یه مسافرت یه ماهه و عذرخواهی ارسطو مجدد در خدمت دوستانه
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/06ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ارسطو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من ارسطو هستم فلسفه می خونم
تو مازندران به دنیا اومدم و الان مشهد
زندگی می کنم

پیوندهای روزانه
فولکوریک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
پیوندها
www.yaronline.com
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM